مصر 1239 ـ 1245)، شد و به وزارت رسيد (همچنان كه از لقبش ((صاحب)) پيداست). پس از مرگ منصور به خدمت صالح نجمالدين ايوب (فرمانرواي مصر 1240 ـ 1249)، درآمد و پيشكار حاكم اسكندريه شد. بعدها، به شام بازگشت و در آن جا متكفل همان شغل شد.
او تعدادي آثار طبي نوشت: رساله در باب رماتيسم، در باب نوادر طبية بقراط، در باب مسائل حنينبن اسحاق. تنها دو اثر از او، هر دو به نام منصور، اكنون در دست است و بنابراين هر دو به پيش از 1245، مربوط ميشود: 1)
مجموعهٴ مسائل مربوط به پنجاه موضوع طبي و كتاب فيزيولوژي؛ 2) شرح كليات قانون
ابن سينا. ازجملهٴ آثار رياضي اوست: منتخبات اصول اقليدس؛ شرح مصادرهٴ اقليدس؛ كتاب حساب؛ رساله در باب نكات اساسي اصول اقليدس و كتاب متوسطات1؛
رساله در جبر؛ مقاله در باب مربعهاي وفقي به نام منصور؛ در اخترشماري. او دو زيج هم تأليف كرد: 1) به نام زيج ظاهر كه از زيج شاه حبش حاسب (نيمهٴ اول سدهٴ نهم)، اقتباس شده بود؛ 2)
زيج مُقَرًب (تقريبي) براساس رصدهاي خودش.
د. سرياني
دربارهٴ سليمان بصري و يعقوب بارشكو ¿ فصل فلسفه در بالا.
ه . يهوديان غربي
هارونبن مشلم
هارونبن مِشُلًمبن يعقوب لونلي2 (نه كوهِـن). در 1210، درگذشت. از پسران كهتر مشلم كه بنيامين تودلايي (= تطيلي) او را ستوده است، شاگرد ابراهيمبن داود پوسكيري از هواداران سرسخت ابن ميمون. در 1206، رسالهاي به زبان عبري نوشت در مقايسهٴ تقويم مسيحي و يهودي، كه قسمتي از آن از مآخذ غير يهودي اقتباس شده بود.
دربارهٴ يهوداي ديندار و يهودا بن سليمان كوهِـن ¿ فصل فلسفه در بالا. دربارهٴ يعقوب آناطولي
¿ مترجمان از عربي به عبري.
و. هندي
كانگادِوا3
رياضيدان هندي، نوهٴ بهاسكره (نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم). در 1205 ـ 1206، مدرسهاي براي